در تاریخ 13-15 مه، دونالد ترامپ، رهبر آمریکا، در یک سفر رسمی در چین بود. علاوه بر روابط بین دو کشور، مسائل جهانی و همچنین درگیری اوکراین و روسیه نیز در این دیدار مورد بحث قرار گرفت.
اینکه آمریکا و چین در این درگیری به یک توافق مشترک برسند و چه موضعی را میتوانند انتخاب کنند، قابل توجه است.
استانیسلاو ژلیخوفسکی، کارشناس سیاست اوکراینی، در اظهارات خود به Modern.az اشاره کرد که دیدار دونالد ترامپ و شی جین پینگ در پکن نشان میدهد که هر دو طرف به جای تعمیق رقابت جهانی به صورت کنترلنشده، در تلاش برای تثبیت آن هستند. اینکه رهبران نه تنها مسائل تجاری و تایوان، بلکه جنگ اوکراین و خاورمیانه را نیز به صراحت مورد بحث قرار دادند، نشان میدهد که واشنگتن و پکن بحرانهای جهانی را دیگر به صورت جداگانه، بلکه به عنوان فرآیندهای مرتبط با یکدیگر میبینند.

"به ویژه، عبارت شی جین پینگ در مورد "تعامل استراتژیک سازنده و پایدار" بر اساس همکاری، رقابت مدیریت شده و اختلافات کنترل شده قابل توجه است. این در واقع پیشنهاد پکن برای یک مدل همزیستی جدید با آمریکاست، یعنی مدلی که رقابت را میپذیرد، اما سعی در جلوگیری از رویارویی مستقیم دارد. لفاظی ترامپ در مورد مشارکت آمریکا و چین در حل مشکلات جهانی نیز به همین سمت اشاره دارد."
او اظهار داشت که در این زمینه، جنگ روسیه و اوکراین نه به عنوان یک مشکل منطقهای جداگانه، بلکه به عنوان بخشی از یک توازن استراتژیک گستردهتر که اروپا، منطقه هند-اقیانوسیه و خاورمیانه را در بر میگیرد، مورد بررسی قرار میگیرد:
"من انتظار هیچ ابتکار مشترک بزرگی در مورد اوکراین را ندارم. اما اینکه هر دو رهبر این موضوع را در مذاکرات گنجاندهاند، نشان میدهد که هیچ یک از طرفین نمیخواهند درگیری به یک بحران بینالمللی گستردهتر تبدیل شود.
همین منطق در مورد مسائل تایوان و ایران نیز صدق میکند. پکن از واشنگتن خواسته است که در مورد تایوان با احتیاط عمل کند و طرفین همزمان در مورد خاورمیانه نیز تبادل نظر کردهاند. این نشان میدهد که تلاشی برای شکلگیری مکانیسمهای غیررسمی محدودیت استراتژیک و ارتباطات برای جلوگیری از تشدید همزمان در چندین منطقه اصلی جهان در حال ظهور است."

داریا گروتسووا، کارشناس سیاست روسی و معاون مدیر موسسه تحقیقات سیاسی، اظهار داشت که در طول سفر ترامپ به چین، بدون شک چندین موضوع مهم مورد بحث قرار خواهد گرفت:
"البته، تمرکز اصلی بر مسائل اقتصادی و روابط دوجانبه با چین خواهد بود. اما رئیس جمهور آمریکا موضوعات ژئوپلیتیکی را نیز نادیده نخواهد گرفت. این شامل مسئله پایان دادن به جنگ اوکراین و وضعیت پیرامون ایران نیز میشود.
ما میدانیم که بحران اوکراین در حال حاضر بحران اصلی در جهان است و به همین دلیل برای همه کشورها، از جمله چین، اهمیت زیادی دارد. رهبری چین بارها اعلام کرده است که طرفدار توقف جنگ و مذاکرات صلح است."
او تاکید کرد که چین میداند که تحریمهای اعمال شده به دلیل جنگ اوکراین بازارهای آن را محدود کرده و خطرات را افزایش میدهد. به همین دلیل پکن سعی میکند کشورهای جهان را به لغو این تحریمها تشویق کند:
"در عین حال، چین میداند که روسیه همسایه آن است و مرز طولانی بین دو کشور وجود دارد. به همین دلیل پکن مجبور است در مبارزه با آمریکا از روسیه به عنوان متحد حمایت کند. رهبری چین معتقد است که آمریکا میخواهد قدرت را در روسیه تغییر دهد و یک دولت دستنشانده نزدیک به خود ایجاد کند. این به معنای تشکیل یک دولت غربگرا در نزدیکی مرزهای چین است که پکن به هیچ وجه آن را نمیخواهد و آن را یک تهدید جدی برای خود میداند.
به همین دلیل چین هر کاری که بتواند برای مقاومت روسیه در برابر فشارهای غرب انجام خواهد داد. با این حال، پکن میخواهد هزینههای همکاری با مسکو را نیز کاهش دهد. زیرا تحریمهای ثانویه اعمال شده توسط آمریکا و اروپا به شرکتهای چینی نیز ضربه میزند."
علاوه بر این، همه میدانند که چین دارای اقتصاد قوی و حاکمیت است و احتمال فروپاشی آن حتی تحت تحریمهای آمریکا و اروپا نیز کم است:
"مسئله حملات احتمالی آمریکا به ایران نیز در ذهنهاست. این در درجه اول به معنای ضربه به چین است. زیرا در چنین وضعیتی قیمت نفت و گاز به شدت افزایش مییابد، تامین انرژی از منطقه مختل میشود و چین بیشتر به منابع انرژی روسیه وابسته میشود. از این نظر، پکن باز هم سعی خواهد کرد در کنار روسیه بایستد.
با این حال، احتمال کمی وجود دارد که این مذاکرات بین آمریکا و چین که از مواضع مختلفی انجام میشود، نتایج جدی به همراه داشته باشد. زیرا در پکن به خوبی میدانند که ترامپ در حال حاضر میتواند اظهارات زیبایی داشته باشد، اما پس از بازگشت به آمریکا میتواند اقدامات کاملاً متفاوتی انجام دهد. این در طول سفر قبلی نیز اتفاق افتاده بود. در آن زمان، طرفین کلمات خوشایندی به یکدیگر گفتند، اما پس از آن آمریکا تحریمهای جدی علیه چین اعمال کرد. چین نیز در پاسخ، تامین فلزات خاکی کمیاب به آمریکا را محدود کرد."
د. گروتسووا اظهار داشت که در پسزمینه تضادها و اختلافات فعلی، پیشرفت جدی در مورد جنگ اوکراین بعید به نظر میرسد. زیرا، همانطور که اشاره کردم، روسیه برای چین یکی از متحدان اصلی در مبارزه با آمریکاست. پکن غرب را عامل اصلی جنگ اوکراین میداند. به همین دلیل پوتین برای چین هم دوست و هم یک دولتمرد مهم است. ترامپ بیشتر به عنوان یک سیاستمدار احساسی و غیرقابل پیشبینی تلقی میشود.
"برای آمریکا، مسئله اصلی روابط دوجانبه، به ویژه روابط اقتصادی است. ترامپ میخواهد طرف چینی محدودیتهای مربوط به فلزات خاکی کمیاب را لغو کند. یعنی پکن باید صادرات این محصولات به آمریکا را از سر بگیرد. علاوه بر این، واشنگتن سعی خواهد کرد واردات موازی و حمایت تکنولوژیکی شرکتهای چینی از روسیه را محدود کند. رئیس جمهور آمریکا، به ویژه، ممکن است درخواست کند که محصولات با کاربرد دوگانه که میتوانند در زمینه دفاعی استفاده شوند، به روسیه ارسال نشوند.
یکی از موضوعات اصلی مذاکرات نیز گسترش دسترسی شرکتهای آمریکایی به بازار چین و شرکتهای چینی به بازار آمریکا و از سرگیری همکاریهای اقتصادی خواهد بود.
بنابراین، در نهایت، موضوعات روسیه-اوکراین و ایران بیشتر در پسزمینه مذاکرات قرار خواهند گرفت. طرفین به این مسائل خواهند پرداخت، مواضع خود را به اشتراک خواهند گذاشت، اما به احتمال زیاد در این دیدارها تصمیمات مشخصی اتخاذ نخواهد شد. مسئله اصلی وجود گفتگو و تماس بین ترامپ و شی جین پینگ است - یعنی نشان دادن اینکه آنها دشمنان آشکار یکدیگر نیستند، بلکه میتوانند از طریق مذاکرات در برخی مسائل به توافق برسند.
با این حال، باید در نظر داشت که چین و آمریکا قدرتهای عظیم اقتصاد جهانی هستند. حتی کوچکترین توافقات یا جزئیات تفاهم آنها میتواند از نظر سرنوشت برخی کشورها اهمیت تعیینکنندهای داشته باشد. به همین دلیل بسیاری از کشورها این سفر و توافقات احتمالی بین رهبران را با دقت دنبال میکنند.
در مورد روسیه نیز، سرنوشت آن و جنگ در اوکراین نه به چین، نه به آمریکا و نه به اروپا بستگی ندارد. عامل اصلی تعیین کننده این سرنوشت خود روسیه است، تصمیمات رهبری کشور و فعالیت ارتش در جبهه."