با بررسی عمیق مطالب منتشر شده اخیر در برخی از جناحهای چپلیبرال و مخالف رسانههای ترکیه (به ویژه در پلتفرمهایی مانند "T24" و "Evrensel" که در واقع دشمنان ترک با نام اسلامگرایان رادیکال هستند)، مشخص میشود که آنها به یک سناریوی کاملاً متفاوت و خطرناک خدمت میکنند.
این یک کمپین افتراآمیز سیستماتیک است که با هدف به تصویر کشیدن نیکول پاشینیان در لباس "صلحطلب" در آستانه انتخابات ارمنستان، بدنام کردن شرکتهای دولتی آذربایجان در پروژههای انرژی بینالمللی، و مستقیماً علیه دوستی علیاف-اردوغان و اتحاد استراتژیک آنکارا-باکو که به یک مرکز قدرت منطقهای تبدیل شدهاند، هدایت میشود.
پذیرفتن چنین نوشتههایی به عنوان تحقیقات روزنامهنگاری، بیش از حد سادهلوحانه خواهد بود. آنها ترولهای نیروهای نیابتی منطقهای هستند که تحت دیکته نیروهای خارجی عمل میکنند و نمیتوانند واقعیتهای جدیدی را که در قفقاز جنوبی و به طور کلی در آسیای صغیر شکل گرفته است، هضم کنند.
ادعاهای مطرح شده در برخی از پلتفرمهای رسانهای ترکیه در چارچوب انتخابات ارمنستان، با هدف ایجاد تفرقه بین دو کشور برادر و شکل دادن به این دیدگاه در جامعه ترکیه که "آذربایجان سیاست خارجی ما را به گروگان گرفته است"، صورت میگیرد.
کسانی که پاشینیان را با نشان روی کتش که مرزهای رسمی فعلی ارمنستان را نشان میدهد، به عنوان "کبوتر صلح" معرفی میکنند، این واقعیت را پنهان میکنند یا نادیده میگیرند که ایروان هنوز در قانون اساسی خود ادعاهای ارضی علیه آذربایجان و ترکیه را حفظ کرده است. این بدبختها به خوبی میدانند که هیچ کس در این دنیا وجود نیروهای تجدیدنظرطلب در منطقه را بهتر از علیاف و اردوغان تشخیص نمیدهد.
در چنین نوشتههایی که سرشار از روایتهای سفارشی هستند، ارائه اظهارات دیپلماتیک آذربایجان در چارچوب گشایش مرز با ارمنستان به عنوان "دیکته کردن شرط به ترکیه"، بیش از بیسوادی سیاسی، یک تحریک رسانهای عمدی است. این تلاشی برای بازی با احساسات جامعه ترک است.
این بدبختها باید بفهمند که سیاست خارجی که با بیانیه شوشا رسمی شده و بر اساس اتحاد علیاف-اردوغان است، "دیکته" نیست، بلکه یک مشارکت استراتژیک کاملاً هماهنگ است.
ترکیه و آذربایجان به عنوان یک مرکز قدرت واحد در منطقه عمل میکنند. این تز که "آذربایجان ترکیه را تحت فشار قرار میدهد تا مرز با ارمنستان را باز نکند"، یک رویکرد پوچ و نفرتانگیز است که تا آنجا پیش میرود که ادعا میکند باکو از آنکارا به عنوان ابزاری برای به وابستگی کامل کشاندن ارمنستان استفاده میکند. در واقع، هم آنکارا و هم باکو به خوبی میدانند که هر گام عجولانهای که بدون تغییر بندهای تجدیدنظرطلبانه در قانون اساسی ارمنستان و بدون امضای توافقنامه صلح نهایی برداشته شود، ممکن است فردا بیاثر باشد و منطقه را در آینده به شعلههای جنگ جدیدی بکشاند.
جنبه زشت دیگر این کمپین از طریق پلتفرمهایی مانند "Evrensel" و با استفاده از حساسترین نقطه جامعه ترکیه، یعنی "موضوع فلسطین"، هدایت میشود. تحریف عمدی خرید 10 درصد سهام میدان گازی "تامر" اسرائیل توسط شرکت دولتی ملی آذربایجان، سوکار، و ارائه آن به عنوان "همدستی در نسلکشی غزه" و "حمایت اقتصادی از طرحهای امپریالیستی"، اوج بیاخلاقی و دستکاری اخلاقی است.
آذربایجان همیشه از حقوق مردم فلسطین در عرصه بینالمللی دفاع کرده و از حمایتهای بشردوستانه خود دریغ نکرده است. علاوه بر این، سیاست خارجی و استراتژیهای انرژی جهانی کشورها، به دور از احساسات و با منافع ملی تنظیم میشوند. سهیم بودن سوکار در شرق مدیترانه، در "کریدورهای انرژی سبز" و پروژههای فراملی مورد حمایت اتحادیه اروپا، نشانهای از تبدیل شدن آذربایجان به یک بازیگر بزرگ جهانی است.
هدف واقعی محافلی که این را "همکاری رژیمهای اقتدارگرا" مینامند، این است که آذربایجان را نیز ابزاری برای مبارزه سیاسی داخلی علیه دولت اردوغان در ترکیه قرار دهند. در عین حال، این به معنای وارد کردن ضربهای از نقطه حساس به اعتبار جهانی آذربایجان در دنیای خودشان است. آنها به خوبی میدانند که اراده مشترک اردوغان و علیاف، نه تنها در قفقاز، بلکه در یک جغرافیای وسیع از مدیترانه تا آسیای مرکزی، برنامههای غرب و برخی قدرتهای امپریالیستی منطقهای را بر هم میزند. کسانی که پشت این کمپین افتراآمیز هستند، در واقع خود را بسیار آشکارا لو میدهند. مراکز ضد ترک که آزادی قرهباغ، پروژه کریدور زنگزور و تبدیل کریدور میانی به یک مرکز لجستیکی جهانی را تهدیدی برای وجود خود میدانند، سعی میکنند اتحاد ترکیه-آذربایجان را که نتوانستند مستقیماً از طریق نظامی یا دیپلماتیک تضعیف کنند، از درون و با تبدیل رسانهها به ابزاری نفرتانگیز، تضعیف کنند. این شاخههای رسانهای در ترکیه میخواهند با کاشتن بذر شک و تردید ذهنی در آگاهی دو ملت برادر، فلسفه "یک ملت، دو دولت" را به سطح منافع اقتصادی و رقابت مصنوعی بکشانند.
اما فراموش میکنند که دوستی علیاف و اردوغان، تجلی تاریخ مشترک و اراده خلقی شکستناپذیر است. تلاشهای کسانی که میخواهند بر این دوستی سایه افکنند و به سناریوهای رذیلانه نیروهای خارجی خدمت کنند، بار دیگر محکوم به شکست است.
خط باکو-آنکارا، تنها ضامن ثبات، صلح و توسعه منطقهای، امروز قویتر، مصممتر و هوشیارتر از همیشه است.