بحث ها در مورد تغییرات قانون اساسی در آذربایجان دوباره داغ شده است. افزایش اختیارات مجلس، آینده قوای مجریه محلی، تغییرات در سیستم انتخاباتی و تضمین قانون اساسی حقوق دیجیتال از جمله مسائلی است که اخیراً بیشتر در جامعه مورد بحث قرار گرفته است.
Modern.az گزارش می دهد که علیمحمد نوریف، رئیس بنیاد مطالعات قانون اساسی و حقوقدان، اظهار می دارد که به طور کلی، همیشه باید با احتیاط و با دلایل محکم به تغییرات قانون اساسی نزدیک شد.
«قانون اساسی یک سند حقوقی عادی نیست. این گذرنامه ای است که هویت حقوقی دولت را نشان می دهد. قانون اساسی دیدگاه آینده را در خود منعکس می کند. سال گذشته، سال 2025 «سال قانون اساسی و حاکمیت» بود. سال گذشته ما سی امین سالگرد قانون اساسی را جشن گرفتیم و در این مدت به چه موفقیت هایی دست یافته ایم، این مسائل به طور گسترده مورد بحث قرار گرفت. من نیز یکی از شرکت کنندگان در این بحث ها بودم و تغییرات اضافی در قانون اساسی را ضروری می دانستم. گهگاه، بسیاری از نمایندگان ما موضوع تغییرات قانون اساسی و حتی تصویب قانون اساسی جدید را مطرح کرده بودند. در آخرین مصاحبه او نیز پیشنهادات زیادی در مورد این مسائل مطرح شد. به نظر من، ابتدا باید در یک مورد توافق کنیم که قانون اساسی نه یک متن مقدس و دست نخورده است و نه یک سند سیاسی که باید مرتباً تغییر کند. این را هرگز فراموش نکنیم. یعنی تغییر قانون اساسی ممکن است، متن دست نخورده ای نیست، اما در عین حال تغییرات مکرر می تواند ارزش های قانون اساسی را کاهش دهد. البته قانون اساسی باید با توسعه جامعه همگام باشد. اگر زندگی، روابط اجتماعی، مدل های حکومتی و روابط شهروند-دولت تغییر می کند، قانون اساسی نیز باید در مرحله ای خاص به این تغییرات پاسخ دهد. قانون اساسی هم باید به تغییرات در روابط اجتماعی موجود پاسخ دهد و هم نقش قطب نما را در ایجاد روابط اجتماعی جدید ایفا کند.»
همصحبت ما اشاره می کند که آذربایجان امروز، البته، آذربایجان سال 1995 نیست. «ما اکنون دولتی هستیم که تمامیت ارضی و حاکمیت خود را بازگردانده ایم. در قره باغ و زنگزور شرقی، یک مدل کاملاً جدید از حکومت و توسعه در حال شکل گیری است. دیجیتالی شدن در اداره دولتی بیشتر گسترش می یابد و هوش مصنوعی به یکی از ابزارهای اصلی تبدیل می شود. در خود حکومت نیز چالش های امنیتی جدیدی وجود دارد. تغییرات شدیدی در محتوای روابط شهروند-دولت نیز وجود دارد. ما در حال خروج از دولت کارکردی و حرکت به سمت مفهوم دولت خدمتگزار هستیم. تصویب قانون «در مورد دولت-شهروند» توسط مجلس ملی در این روزها نیز این را نشان می دهد. قبل از این نیز تغییرات نهادی زیادی رخ داده بود. ASAN Xidmət، DOST و دیگران. حقوق دیجیتال در حال ظهور است. ناگزیر، اینها بحث در مورد تغییرات قانون اساسی را به روز می کند. این موضوع تغییرات در قانون اساسی یا تصویب قانون اساسی جدید را مطرح می کند.»
ا. نوریف معتقد است که در مرحله کنونی، سوال اصلی این نیست که «آیا قانون اساسی جدید لازم است؟» «اکنون مسئله اصلی این است که «قانون اساسی موجود تا چه حد وظایف جدید پیش روی دولت و جامعه را پوشش می دهد؟» البته، مسائل خاصی در اینجا مورد بحث قرار می گیرد. به عنوان مثال، نهاد نمایندگی ویژه با اختیارات رئیس جمهور ایجاد شده است. این نهاد از ضرورت دوره پس از جنگ نشأت گرفته و در عمل در حال حاضر بسیار خوب عمل می کند. فرآیندهای بازسازی و نوسازی که در قره باغ و زنگزور شرقی انجام می شود نیز نیاز به مکانیسم های مدیریتی چابک و ترکیبی دارد. به عنوان یک حقوقدان، فکر می کنم که وضعیت حقوقی، حدود اختیارات و مکانیسم های مسئولیت هر نهادی که جایگاه مهمی در اداره دولتی دارد، باید به دقت تعریف شود.
جهت مهم دوم، مسئله مدیریت محلی است. این مسئله نیز گهگاه مورد بحث قرار گرفته است. صادقانه بگویم، سال هاست که بحث هایی در مورد آینده مدیریت محلی در کشور در جریان است. حتی می توانم بگویم که این بحث ها از زمان تصویب قانون اساسی سال 1995 آغاز شده و پس از گذشت مدتی از اولین انتخابات شهرداری ها، یعنی از سال 1999، بیشتر به روز شده است. شهرداری ها وجود دارند، اما سوالات زیادی در مورد امکانات مالی و نهادی آنها باقی مانده است. به نظر من، در آینده از نظر سازماندهی کارآمدتر اداره دولتی، بحث های خاصی در این زمینه اجتناب ناپذیر است و ایجاد تغییرات در این راستا ضروری است. فکر می کنم ما باید به طور کلی دیدگاه جدیدی نسبت به فلسفه مدیریت محلی داشته باشیم. اعتقاد شخصی من این است که ساختارهای اجرایی محلی باید لغو شوند. زیرا این نهادها خود را اثبات نکردند و از میراث کمونیستی باقی مانده اند. در طول دوره گذشته، تنزل اجتماعی در این نهاد و در عین حال عدم پاسخگویی به الزامات موجود به وضوح دیده می شود. بنابراین، بهتر است تمام اختیارات در مناطق به شهرداری ها واگذار شود. وضعیت شهرداری ها تغییر کند، مسئله تبدیل آنها به وضعیت نیمه دولتی مطرح شود. می توان از مدل ترکیه یا فرانسه استفاده کرد. ما باید اداره مرکزی را به سطح اداره منطقه ای ارتقا دهیم. در اینجا می تواند استان ها یا شهرستان ها وجود داشته باشد. در واقع، منطقه بندی اقتصادی خود مبانی اقتصادی جدی برای اداره منطقه ای ایجاد کرده است. 14 منطقه اقتصادی وجود دارد و می توان چنین مدلی را بر روی آنها بنا کرد. این هم یک شکل مدیریت چابک خواهد بود و هم امکان اجرای مدل مدیریت با اختیارات را در قالب مدل مدیریت استانی فراهم می کند. من معتقدم که این کارآمد است و همچنین می تواند منجر به صرفه جویی در بودجه دولتی شود. در عین حال، امکان تضمین مدیریت چابک، سطح بالا و عملیاتی فراهم خواهد شد.»
ا. نوریف معتقد است که مجلس باید وظیفه تحقیق داشته باشد و وظیفه نظارت آن تقویت شود. «باید به ترکیب عددی مجلس نیز توجه شود. باید تعداد بهینه تری دوباره تعیین شود. زیرا کشورهایی با جمعیت نزدیک به آذربایجان وجود دارند که در آنها نمایندگی مجلس بیشتر است. یعنی می توان تعداد نمایندگان را از 125 به 150 یا 175 نفر رساند.»
به گفته این حقوقدان، کابینه وزرا باید لغو شود: «شکل حکومتی ریاست جمهوری از نظر مدل کلاسیک وجود کابینه وزرا را مستثنی می کند. در عین حال، نهاد معاون رئیس جمهور وجود دارد. نهاد معاون اول رئیس جمهور نیز خود را به عنوان یک نهاد بسیار موفق اثبات کرده است و من معتقدم که دیگر نیازی به کابینه وزرا نیست. لغو کابینه وزرا و واگذاری تمام وظایف به معاون اول رئیس جمهور و سایر معاونان رئیس جمهور صحیح تر خواهد بود و به طور کلی، این امر فرآیند مدیریت را چابک تر کرده و فرآیند تصمیم گیری را تسریع می بخشد. همه اینها رفراندوم را ضروری می کند.
من انتقال به جمهوری پارلمانی را برای مرحله کنونی ضروری نمی دانم. در چشم انداز آینده می توان در مورد آن فکر کرد. اما در مرحله کنونی، من معتقدم که مدل جمهوری ریاست جمهوری نماد اصلی توسعه موفق است. با در نظر گرفتن موقعیت ژئوپلیتیکی آذربایجان، فرآیندهای منطقه و واقعیت های امنیتی، من طرفدار رویکردی بسیار مسئولانه به این مسئله هستم و معتقدم که مدل جمهوری ریاست جمهوری فعلی از نظر اداره آذربایجان موفق ترین است.»