روابط بین آذربایجان و ایتالیا مدتهاست که از چارچوب دیپلماتیک کلاسیک فراتر رفته و به یکی از پایدارترین و کارآمدترین مدلهای مشارکت استراتژیک در خط اروپا-قفقاز جنوبی تبدیل شده است. اساس این روابط بر بیانیههای سیاسی استوار نیست، بلکه بر پروژههای اقتصادی و انرژی مشخص بنا شده است.
«هسته سخت» مشارکت انرژی
امروزه انرژی در مرکز روابط آذربایجان و ایتالیا قرار دارد و این تصادفی نیست. ایتالیا بزرگترین شریک انرژی آذربایجان در اروپاست. طبق آمار، تقریباً 17 درصد از نفت مصرفی در ایتالیا منشأ آذربایجانی دارد.
علاوه بر این، کریدور گاز جنوبی و پروژه TAP، یکی از بخشهای اصلی آن، علاوه بر جهتگیری اقتصادی، عنصر مهمی از معماری امنیت انرژی اروپا نیز محسوب میشود. صادرات گاز آذربایجان از این مسیر به اروپا هم به تنوعبخشی انرژی ایتالیا و هم به استراتژی اتحادیه اروپا برای کاهش وابستگی به روسیه کمک میکند.
به عبارت دیگر، خط باکو-رم به مکانیزمی تبدیل شده است که نقش استراتژیکی در تراز انرژی اروپا ایفا میکند.
اعداد چه میگویند؟
شاخصهای اقتصادی به وضوح مقیاس این مشارکت را نشان میدهند.
در سال 2024، حجم تجارت بین دو کشور از 11.3 میلیارد دلار فراتر رفت. این رقم 85 درصد از تجارت ایتالیا با قفقاز جنوبی را تشکیل میدهد. سهم ایتالیا در تجارت خارجی آذربایجان به 24 درصد میرسد.
این ارقام نشان میدهد که ایتالیا به ویژه در جهت اروپا، «دروازه» اصلی اقتصادی آذربایجان است.
اراده سیاسی، اسناد استراتژیک و دیپلماسی رهبران
اراده سیاسی نقش تعیینکنندهای در رسیدن روابط دو کشور به این سطح ایفا کرده است. سند مشارکت استراتژیک امضا شده در سال 2014 و بیانیههای مشترک تصویب شده در سالهای بعد، پایه و اساس نهادی همکاری را شکل داده است.
سپس در سال 2020، سند «تقویت مشارکت استراتژیک چندوجهی» این روابط را به مرحله جدیدی رساند.
این اسناد یک نکته را نشان میدهند: روابط آذربایجان و ایتالیا از موقعیتگرایی به دور است و بر اساس یک برنامه استراتژیک بلندمدت بنا شده است.
شرکتهای ایتالیایی، حاملان واقعی یکپارچگی اقتصادی
یکی از عوامل اصلی نشاندهنده عمق روابط، فعالیت شرکتهای ایتالیایی در آذربایجان است. شرکتهای بزرگی مانند «ENI»، «Saipem» و «Bonatti» قراردادهایی به ارزش میلیاردها یورو در پروژههای انرژی و زیرساخت اجرا کردهاند.
آنچه پیداست این است که موضوع از روابط واردات-صادرات فراتر رفته و وارد فاز فرآیند سرمایهگذاری واقعی و انتقال فناوری شده است. در عین حال، فعال شدن سوکار در بازار ایتالیا، به ویژه ورود آن به بخش پاییندستی، نشاندهنده «دوجهته» بودن روابط است.
مرحله جدید، همکاری پس از انرژی
نکته قابل توجه در سالهای اخیر این است که همکاری تنها به انرژی محدود نمیشود. بستههای گستردهای از یادداشتهای تفاهم در زمینه آموزش (پروژه دانشگاه ایتالیا-آذربایجان)، همکاریهای فرهنگی و بشردوستانه، فضا، دفاع و صنعت وجود دارد. این روند نشان میدهد که مشارکت از «مدل مبتنی بر منابع» به «مدل مبتنی بر دانش و فناوری» در حال تغییر است.
نتیجه ژئوپلیتیکی، پلتفرم اروپایی برای آذربایجان
ایتالیا برای آذربایجان یکی از ستونهای مهم سیاسی در اتحادیه اروپا نیز محسوب میشود. از لحاظ تاریخی نیز رم در همکاری با باکو موضعی متعادل و عملگرایانه از خود نشان داده است. امروزه ایتالیا عملاً نقش «کشور دروازه» را در یکپارچگی آذربایجان با بازار انرژی اروپا ایفا میکند.
اکنون روابط آذربایجان و ایتالیا با مدل همکاری دوجانبه کلاسیک متفاوت است. این مشارکت بر امنیت انرژی بنا شده، نتایج اقتصادی مشخصی به همراه دارد، با اسناد سیاسی تقویت شده و به تدریج ماهیت چندوجهی پیدا میکند.
به همین دلیل، ارزیابی این روابط به عنوان «مشارکت استراتژیک» صحیح نیست، بلکه توصیف این روابط به عنوان «مدل اتحاد کارآمد» صحیحتر به نظر میرسد. اگر پویایی موجود حفظ شود، خط آذربایجان-ایتالیا میتواند در سالهای آینده به یکی از ستونهای اصلی یکپارچگی با اروپا تبدیل شود.
النور امیروف