Modern.az

سازمان کشورهای ترک ثمره بذرهای کاشته شده در دهه 90 است - کارشناس ترکیه ای

سازمان کشورهای ترک ثمره بذرهای کاشته شده در دهه 90 است - کارشناس ترکیه ای

Analitika

امروز, 19:55

کنفرانس بین المللی با عنوان "تحول و ادغام در جهان ترک: اقتصاد، سیاست و فناوری" با میزبانی دانشگاه دولتی باکو و با مشارکت دانشگاه حاجت بایرام ولی آنکارا ترکیه، دانشگاه آمریکایی گیرنه جمهوری ترک قبرس شمالی، دانشگاه گردشگری و مدیریت آذربایجان و دانشگاه قره باغ برگزار شد. در این کنفرانس که نمایندگان علمی و کارشناسان از ترکیه و جمهوری ترک قبرس شمالی در آن شرکت داشتند، سخنرانی هایی در مورد برنامه های آینده جهان ترک ارائه شد و گزارش های جالبی در پنل های بحث و گفتگو شنیده شد.

پس از این رویداد، کادیر ارتاچ چلیک، مدرس دانشگاه حاجت بایرام ولی آنکارا ترکیه و کارشناس روابط بین الملل، که مهمان "روزنامه خلق" بود، به سوالاتی در مورد نظم نوین جهانی، موقعیت فعلی جهان ترک در این دوره مهم و همچنین سایر موضوعات جهانی پاسخ داد.

وب سایت Modern.az مصاحبه با کادیر ارتاچ چلیک را ارائه می دهد:

– آقای کادیر، امروز شاهد رنسانس جدید جهان ترک هستیم. سازمان کشورهای ترک (TDT) در حال تبدیل شدن به یک مرکز قدرتمند تولید کننده فناوری، هدایت کننده زنجیره ارزش جهانی و ایجاد نوآوری است...

– از دهه 90 قرن گذشته، جهان ترک شروع به ادعای یکی از نقش های مرکزی در سیستم روابط بین الملل کرد. دلیل اصلی این امر تغییرات سیاسی و تکنولوژیکی در جهان و افزایش مداوم اهمیت بین المللی منطقه ای بود که در آن زندگی می کردیم. یعنی از نظر منابع طبیعی که سیستم رگ های خونی منطقه را تغذیه می کنند و انتقال آنها به بازارهای جهانی، البته جهان ترک اهمیت زیادی داشت. این شامل ذخایر استراتژیک مانند نفت، گاز طبیعی، طلا، معادن اورانیوم متعلق به جمهوری های آسیای مرکزی و آذربایجان، جمعیتی حدود 170 میلیون نفر و جغرافیای وسیعی با شبکه حمل و نقل گسترده به اروپا است. این پتانسیل بزرگ اساس همکاری بین جمهوری های ترک زبان را که در همان سال ها استقلال خود را به دست آوردند، تشکیل داد. در دهه 2000، بحران اجتماعی-اقتصادی در سراسر جهان و شروع تضعیف هژمونی تک قطبی ایالات متحده آمریکا، عوامل تعیین کننده نظم جدید بودند.

در این نظم جدید، گام های برداشته شده توسط TDT در مسیر تبدیل شدن به یک قدرت جهانی را چگونه ارزیابی می کنید؟

– در آن دوره که نظم بین المللی مختل شده بود، ترکیه شروع به ایفای نقش یک قدرت چند مرکزی در سیستمی کرد که سال ها تحت مدیریت "قدرت های بزرگ" بود. ترکیه که در سال 2001 توافقنامه همکاری بین المللی با روسیه امضا کرد و در سال 2005 روابط استراتژیک با چین را آغاز کرد، به تدریج کشورهای ترک زبان را در اطراف خود جمع کرد. این کشورها که در سال 2009 با توافق نخجوان سازماندهی شدند، پس از جنگ 44 روزه میهن که با پیروزی آذربایجان به پایان رسید، در اجلاس استانبول نام نهاد جدید را سازمان کشورهای ترک تأیید کردند. TDT مرحله تبدیل شدن از روابط تجاری-اقتصادی مشترک به یک قدرت منطقه ای که تصمیمات سیاسی مشترک در آن اتخاذ می شود را نیز پشت سر گذاشت. این نشان دهنده احترام و صداقت رهبران سیاسی و مردم کشورهای ترک به تاریخ مشترک و ارزش های ملی است. پیروزی آذربایجان در جنگ قره باغ، انگیزه جدی برای تقویت روابط نظامی بین این کشورها داد. اکنون کریدور زنگزور که TRIPP نامیده می شود، علاوه بر اینکه یک پروژه تاریخی و اجتماعی است، راهی خواهد بود که جهان ترک را به اتحاد توران می رساند. تبدیل شدن این به یک اتحاد سیاسی به طور خودکار اتفاق خواهد افتاد. یعنی ما در مورد مدلی شبیه به اتحادیه اروپا صحبت می کنیم. اما ویژگی های خاص خود را خواهد داشت. به طور خلاصه، ما امروز ثمره بذرهای کاشته شده در دهه 90 را می بینیم.


– روابط آمریکا و آسیای مرکزی در دستور کار است. سال گذشته، سران 5 کشور آسیای مرکزی با رئیس جمهور دونالد ترامپ در کاخ سفید دیدار کردند. پس از آن، تزهایی در مورد پیوستن آذربایجان به این فرمت مطرح شد. یعنی چشم انداز انتقال از فرمت "5+1" به "6+1" را چگونه می بینید؟

– ابتدا باید بگوییم که دو نکته مهم وجود دارد که علاقه ایالات متحده به این منطقه را شرطی می کند. نکته اول برنامه ادامه هژمونی جهانی و نکته دوم جلوگیری از ادغام قدرت دیگر - چین - در غرب است که می تواند این برنامه را مختل کند. راه آهن هایی که آسیای مرکزی بدون دسترسی به دریا از طریق خلیج کشیده است، شاخه هایی هستند که دسترسی از خشکی به دریا را از طریق مسیرهای شمال-جنوب، شرق-غرب فراهم می کنند. برنامه آسیای مرکزی آمریکا که با حمله به افغانستان آغاز شد، از یک سو با محروم کردن روسیه و از سوی دیگر چین از این تقاطع ها، به تقویت حضور خود در منطقه محاسبه شده است. زیرا پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، هجوم از خارج به آسیای مرکزی به تدریج در حال افزایش بود. روسیه برای جلوگیری از این هجوم، موفق به ایجاد تعدادی نهاد مانند جامعه کشورهای مستقل و سازمان پیمان امنیت جمعی شد. اگرچه سازمان همکاری شانگهای یک پلتفرم منطقه ای با مشارکت چین بود، اما پکن در آن زمان چندان مشتاق به مداخله در منطقه ای که از نظر اقتصادی ضعیف شده بود، به نظر نمی رسید. بنابراین، ایالات متحده تصمیم گرفت منافع خود را در آسیای مرکزی در پس زمینه تضعیف نفوذ غرب و افزایش مداخله شرق پیش ببرد. این منافع بر اساس داشتن منابع هیدروژن، ذخایر اورانیوم و سایر مواد معدنی کمیاب در منطقه است. صنعت توسعه یافته غرب به نفت و گاز آذربایجان نیاز دارد. واشنگتن رسمی در تلاش است تا این ثروت را تحت کنترل خود درآورد. اما در این زمان، چین در چارچوب پروژه "یک کمربند، یک راه"، قصد دارد شبکه های تجاری قدیمی، در درجه اول جاده ابریشم را فعال کند که قدرت اقتصادی آمریکا را تضعیف خواهد کرد. ایالات متحده برای جلوگیری از این پروژه، همکاری با کشورهای آسیای مرکزی را در فرمت مورد نظر شما آغاز کرده است. در اینجا اهمیت شبکه حمل و نقل زمینی که از ترکیه عبور خواهد کرد، کریدور میانی، به ویژه کریدور زنگزور، افزایش می یابد.

– آیا ایده "توافقات ابراهیم" را می توان به عنوان بخشی از برنامه واشنگتن در نظر گرفت؟

_ بله، "توافقات ابراهیم" به عنوان یک پروژه استراتژیک برای تضمین امنیت ایالات متحده در آسیای مرکزی و خاورمیانه در نظر گرفته شده است. احتمالاً ادامه سوال شما در مورد موقعیت آذربایجان در این زمینه خواهد بود. آذربایجان دروازه ای به جهان ترک است. آذربایجان پل ترانزیتی است که منابع انرژی جهان ترک را به غرب منتقل می کند. برخلاف کشورهای آسیای مرکزی، آذربایجان به اروپا نزدیکتر است. در اینجا علاوه بر روابط تجاری-اقتصادی، نقاط مشترکی در زمینه رویکردهای سیاسی و روابط بین الملل نیز وجود دارد. یعنی به دلیل این عوامل، ایالات متحده مجبور است منافع منطقه ای آذربایجان را در نظر بگیرد. اگر کشورهای آسیای مرکزی می خواهند از یک پلتفرم مشابه آذربایجان عمل کنند، صحیح ترین گزینه این است که دیپلماسی رویکرد متعادل مانند باکو را دنبال کنند. ما در مورد دیپلماسی اجرای سیاست همکاری با روسیه از یک سو، اروپا از سوی دیگر و ایالات متحده از سوی دیگر صحبت می کنیم. با این حال، در این زمان باید در نظر داشت که پروژه های خاورمیانه و آسیای مرکزی برای واشنگتن حتی از اتحاد آتلانتیک شمالی نیز فراتر می رود...

– آخرین سوال ما را می خواهیم به ترکیه برگردانیم. ترکیه کشوری است که وضعیت خود را به عنوان یک نیروی صلح جهانی بین طرفین جنگ در دو منطقه جغرافیایی تأیید کرده است. شما ادامه این وضعیت را چگونه تصور می کنید؟

– در سال های 1946-1990 که "جنگ سرد" ادامه داشت، ترکیه یک کشور بی طرف با مقیاس متوسط بود. اما در اواخر قرن گذشته نقش آن تغییر کرد. ترکیه به یک بازیگر "برهم زننده بازی" تبدیل شد. این بدان معناست که در محیط نزدیک کشور ما، ایجاد بازی بدون عبور از آنکارا امکان پذیر نبود. اکنون ترکیه حتی فراتر رفته و دارای وضعیت یک قدرت "بازی ساز" است. یعنی کشوری است که قادر به هدایت ژئوپلیتیکی رویدادهایی است که در خارج از منطقه رخ می دهد. این یک پیشرفت بسیار مثبت و ارزشمند است. نتیجه همین است که در جنگ روسیه و اوکراین، طرفین به ترکیه مراجعه کردند. نه تنها آنها، بلکه ایالات متحده نیز از میانجیگری آنکارا حمایت می کند. همچنین در درگیری خاورمیانه، فعالیت ترکیه در جهت صلح توسط همه پذیرفته شده است. سوریه را می توان به عنوان نمونه ای از این امر ذکر کرد. نقش ترکیه در تنظیم بحران های نظامی در آفریقا غیرقابل انکار است. بحران هرمز همه اینها را پشت سر می گذارد. برای پایان دادن به این درگیری و دستیابی به صلح، آنکارا دولتی است که در برابر مداخله نظامی قدرت های خارجی در این منطقه جغرافیایی سپر می کشد. ترکیه به عنوان عضو ناتو و یک کشور مسلمان، حتی قادر به تشکیل یک نیروی بین المللی در برابر درگیری های آمریکا-روسیه-چین است.

– آقای کادیر، از شما برای پذیرش دعوت ما و پاسخ های جالب شما سپاسگزاریم.

– من نیز از لطف شما تشکر می کنم.

Youtube
Kanalımıza abunə olmağı unutmayın!
Keçid et
ABŞ İrana qarşı HÜCUMA BAŞLADI - Paytaxt bombalanır - Xəbəriniz Var? - Media Turk TV